ترجمه "dzika" به فارسی
وحشی ترجمه "dzika" به فارسی است.
dzika
adjective
noun
-
وحشی
adjectiveWierz mi, wiem kilka rzeczy o byciu pod kontrolą dzikich bestii.
باور کن ، یه چیزایی درمورد کنترل حیوانات وحشی می دونم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dzika " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dzika
noun
masculine
Wierzy w znachora
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dzika" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dzika در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dzika" با ترجمه به فارسی
-
برنج وحشي · زیزانیا
-
ذخایر زيستكره · ذخایر طبیعی · پاركها · پارکهای حیات وحش
-
بزرگتر
-
جانوران وحشی
-
گندم دودانه (وحشي)
-
مراتع · مرتع
-
پرونوس آویوم
-
پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن