ترجمه "dzwon" به فارسی
ناقوس, زنگ, زنگوله بهترین ترجمه های "dzwon" به فارسی هستند.
dzwon
noun
masculine
دستور زبان
duży metalowy przedmiot, który uderzany wydaje dźwięk; [..]
-
ناقوس
instrument muzyczny
Niektóre romanse pozamałżeńskie to dzwony pogrzebowe dla związków już umierających.
و برخی خیانتها ناقوس عزا را برای روابط در حال مرگ بصدا درمیاورند.
-
زنگ
nounGdy przyszła na świat, dzwony biły od świtu do zmierzchu.
روزي که بانو به دنيا اومدن زنگ ها از طلوع آفتاب تا غروب به صدا در اومد.
-
زنگوله
Potrzebuję dzwonu Maxwell'ów zanim moja siostra użyje go przeciwko mnie.
من به اون زنگوله مکسول نیاز دارم قبل از اینکه خواهرم علیه من ازش استفاده کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dzwon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dzwon"
عباراتی شبیه به "dzwon" با ترجمه به فارسی
-
شلوار دمپا گشاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن