ترجمه "ego" به فارسی

خود, منت, نهاد، خود، فراخود بهترین ترجمه های "ego" به فارسی هستند.

ego noun neuter دستور زبان

psych. świadoma część osobowości; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خود

    noun

    Nie tak wielkiego jak jego ego, ale dość sporego.

    البته، نه به بزرگی خودش، ولی نسبتا بزرگ.

  • منت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ego " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ego
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نهاد، خود، فراخود

عباراتی شبیه به "ego" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ego" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه