ترجمه "ego" به فارسی
خود, منت, نهاد، خود، فراخود بهترین ترجمه های "ego" به فارسی هستند.
ego
noun
neuter
دستور زبان
psych. świadoma część osobowości; [..]
-
خود
nounNie tak wielkiego jak jego ego, ale dość sporego.
البته، نه به بزرگی خودش، ولی نسبتا بزرگ.
-
منت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ego " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ego
-
نهاد، خود، فراخود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن