ترجمه "egzystencja" به فارسی
هستی, فرتاش, مخلوق بهترین ترجمه های "egzystencja" به فارسی هستند.
egzystencja
noun
feminine
دستور زبان
istnienie, byt, życie i jego warunki [..]
-
هستی
nounNasza umiejętność kreowania nowych wyjaśnień oraz wiedzy — by być osią egzystencji.
تواناییمان در استفاده از توضیحات و علوم جدید — برای اینکه مرکز هستی باشیم.
-
فرتاش
noun -
مخلوق
noun
-
ترجمه های کمتر
- موجود زنده
- موجودیت
- وجود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " egzystencja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن