ترجمه "elektrownia" به فارسی
نیروگاه, کارخانه برق بهترین ترجمه های "elektrownia" به فارسی هستند.
elektrownia
noun
feminine
دستور زبان
elektr. zakład przemysłowy, w którym wytwarza się energię elektryczną; [..]
-
نیروگاه
nounzakład przemysłowy wytwarzający energię elektryczną
Ta fotografia została zrobiona w kotle w elektrowni węglowej.
این عکس در یک آتشخان نیروگاه زغال سوز گرفته شده.
-
کارخانه برق
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elektrownia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "elektrownia"
عباراتی شبیه به "elektrownia" با ترجمه به فارسی
-
نیروگاه هستهای
-
نیروگاه بادی
-
انرژی کشندی
-
مرکز انرژی اتمی · نیروگاه هستهای
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
نیروگاه برقابی
-
نیروگاه حرارتی
-
نیروگاه تلمبه ذخیرهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن