ترجمه "element" به فارسی
عنصر, تکه, عالم اموات بهترین ترجمه های "element" به فارسی هستند.
element
noun
masculine
دستور زبان
część składowa [..]
-
عنصر
nounKażdy kolor, kropka, każda linia jest elementem pogody.
هر رنگ ، نقطه، و هر یک خط عنصر آب و هوا است.
-
تکه
nounChcę ustawić na nim jednakowe elementy, ale bez żadnych luk.
میخوام اون رو با تکه های مساوی بپوشونم، بدون اینکه هیچ درزی باقی بمونه.
-
عالم اموات
noun
-
ترجمه های کمتر
- فقره
- مورد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " element " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "element" با ترجمه به فارسی
-
فلز ورق · مصالح ساختمانسازی · مصالح ساختمانی
-
یاخته خونی
-
مشابه · گره نظیر
-
عنصر معماری
-
مورد تقویم
-
مورد ثبت پیشآمد
-
مولفه هزينه
-
مورد پیام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن