ترجمه "embrion" به فارسی
جنین, رویان, مرحله بدوی بهترین ترجمه های "embrion" به فارسی هستند.
embrion
Noun
noun
masculine
دستور زبان
zool. med. biol. organizm ludzki lub zwierzęcy w stadium rozwojowym poprzedzającym poród bądź wyklucie się [..]
-
جنین
nounPopatrzcie. To jest piękne pióro w embrionie.
حالا به این نگاه کنید. این پر زیبا در این در جنین وجود دارد.
-
رویان
noun -
مرحله بدوی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embrion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن