ترجمه "enklawa" به فارسی
بندرگاه, تحت محاصره, تیمارستان بهترین ترجمه های "enklawa" به فارسی هستند.
enklawa
noun
feminine
دستور زبان
polit. adm. geogr. terytorium państwa lub jego część otoczone ze wszystkich stron przez terytorium lądowe innego państwa; [..]
-
بندرگاه
noun -
تحت محاصره
noun -
تیمارستان
noun
-
ترجمه های کمتر
- حرم مطهر
- لنگرگاه
- مخفیگاه
- ملجا
- نوانخانه
- واحه
- پناهگاه
- گریزگاه
- یتیم خانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enklawa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Enklawa
-
برونبوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن