ترجمه "fajka" به فارسی
پیپ, سختترین مرحله, قليان بهترین ترجمه های "fajka" به فارسی هستند.
fajka
noun
feminine
دستور زبان
przedmiot do palenia tytoniu; [..]
-
پیپ
Raz ujrzał mężczyznę w szlafroku, palącego fajkę i uświadomił sobie, że widzi siebie samego.
در یک مناسبت، مردی را دید که حوله پوشیده بود در حالی که پیپ می کشید، و متوجه شد که آن مرد، خود اوست.
-
سختترین مرحله
noun -
قليان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fajka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fajka
-
تیک
-
پیپ
ابزاری برای کشیدن دود توتون
Raz ujrzał mężczyznę w szlafroku, palącego fajkę i uświadomił sobie, że widzi siebie samego.
در یک مناسبت، مردی را دید که حوله پوشیده بود در حالی که پیپ می کشید، و متوجه شد که آن مرد، خود اوست.
تصاویر با "fajka"
عباراتی شبیه به "fajka" با ترجمه به فارسی
-
غلیان · قلیان · قلیون · نارگیله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن