ترجمه "faktura" به فارسی
فاکتور, بافت, فاکتور بهترین ترجمه های "faktura" به فارسی هستند.
faktura
noun
feminine
دستور زبان
szt. techn. włók. charakterystyczne ukształtowanie powierzchni przedmiotu; [..]
-
فاکتور
W łazience znaleźliśmy tę fakturę.
ما اين فاکتور رو از دستشويي پيدا کرديم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faktura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Faktura
-
بافت
termin muzyczny
Faktura pozwala koralom się przyczepiać.
بافت آن طوری است که به پلیپهای مرجانی اجازه الحاق شدن را میدهد.
-
فاکتور
W łazience znaleźliśmy tę fakturę.
ما اين فاکتور رو از دستشويي پيدا کرديم
تصاویر با "faktura"
عباراتی شبیه به "faktura" با ترجمه به فارسی
-
بافت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن