ترجمه "falafel" به فارسی
فلافل, فلافل بهترین ترجمه های "falafel" به فارسی هستند.
falafel
Noun
noun
masculine
دستور زبان
kulin. arabski kotlecik z ciecierzycy lub bobu z sezamem; [..]
-
فلافل
nounkulin. arabski kotlecik z ciecierzycy lub bobu z sezamem;
Odpuśćmy te eksperymentalne żarcie i jedźmy do mojej ulubionej knajpki na falafel.
ميتونيم اين تجربه ي غذاخوردن باکلاس رو بيخيال بشيم و بريم فلافل فروشيِ مورد علاقه ي من
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " falafel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Falafel
-
فلافل
nounFalafel cię nie spowolnił.
فکر کنم فلافل ـه همچين نگرفتدتت!
تصاویر با "falafel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن