ترجمه "fanka" به فارسی

طرفدار, فن, هوادار بهترین ترجمه های "fanka" به فارسی هستند.

fanka Noun noun feminine دستور زبان

pot. zagorzała wielbicielka czegoś lub kogoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار

    noun

    Nowa prezydent nie jest fanką naszych wspólnych operacji.

    رئیس جمهور جدید طرفدار ، برنامه ی عملی مخفی مشترکمون نیست

  • فن

    noun
  • هوادار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fanka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fanka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه