ترجمه "feniks" به فارسی
ققنس, ققنوس, ققنوس بهترین ترجمه های "feniks" به فارسی هستند.
feniks
noun
masculine
دستور زبان
mit. ognisty ptak z legend, symbol słońca, odradzania się i nieśmiertelności; [..]
-
ققنس
-
ققنوس
nounPo prostu zrobiłbym z feniksa główny element, ustawiając go na środku.
من ققنوس را انتخاب می کنم و آن را عنصر بزرگی در وسط پرچم می کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feniks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Feniks
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
astr. jeden z gwiazdozbiorów nieba południowego; [..]
-
ققنوس
nounپرنده ای افسانه ای
gdy nie ma jeszcze ani Feniksa, ani popiołu.
در آن كاملاً ققنوس يا خاكستر سوخته نشده است.
تصاویر با "feniks"
عباراتی شبیه به "feniks" با ترجمه به فارسی
-
جزاير فنيكس · جزاير لاين · جزاير گيلبرت · جزيره كريسمس · کیریباتی
-
محفل ققنوس
-
هری پاتر و محفل ققنوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن