ترجمه "festiwal" به فارسی
جشنواره, جشن, عید بهترین ترجمه های "festiwal" به فارسی هستند.
festiwal
noun
masculine
دستور زبان
impreza artystyczna, często cykliczna, połączona z konkursem [..]
-
جشنواره
nounszereg imprez, przeważnie artystycznych jednego typu
Pierwszy leśny festiwal, który nie ma nic wspólnego z lasem.
اولين جشنواره جنگل که هيچ کاري با جنگل نداره.
-
جشن
nounNie czuję się na siłach, żeby oglądać festiwal, i to wszystko.
فقط حوصله ندارم که جشن رو تماشا کنم ، همين.
-
عید
noun
-
ترجمه های کمتر
- جشنی
- سور
- عیدی
- فستیوال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festiwal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "festiwal" با ترجمه به فارسی
-
جشنواره فیلم کن
-
جشنواره فیلم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن