ترجمه "fez" به فارسی
فس, فاس, فینه بهترین ترجمه های "fez" به فارسی هستند.
fez
noun
masculine
دستور زبان
orientalne nakrycie głowy o kształcie ściętego stożka, wykonane z bordowego filcu i ozdobione czarnym frędzlem; [..]
-
فس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fez " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fez
دستور زبان
geogr. miasto w Maroku; [..]
-
فاس
properOpowiem wam dziś o projekcie, który zmienił moje podejście i sposób wykonywania architektury: o Rehabilitacji rzeki Fez.
امروز مایلم پروژه ای را با شما به اشتراک بگذارم که باعث تغییر در نحوه رویکرد و عملکردم در معماری شد: پروژه احیای رودخانه فاس.
-
فینه
czapka
Wiem, ale powiedziałeś o facetach w fezach.
می دونم ولی گفتی 4 نفر با کلاه فینه پشت سرم هستن
تصاویر با "fez"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن