ترجمه "fibrynogen" به فارسی

فیبرینوژن, فیبرینوژن بهترین ترجمه های "fibrynogen" به فارسی هستند.

fibrynogen noun masculine

biol. białko osocza krwi wytwarzane w wątrobie, biorące udział w końcowej fazie procesu krzepnięcia;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیبرینوژن

    Dotyczy to zwłaszcza białek otrzymywanych z osocza: globulin, albumin i fibrynogenu.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fibrynogen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fibrynogen
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیبرینوژن

    Dotyczy to zwłaszcza białek otrzymywanych z osocza: globulin, albumin i fibrynogenu.

    موضوعی که در بیشتر مواقع مطرح میشود مربوط به پروتئینهای پلاسما یعنی گلوبولینها، آلبومین، و فیبرینوژن است.

اضافه کردن

ترجمه های "fibrynogen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه