ترجمه "figa" به فارسی
انجیر, انجیرها بهترین ترجمه های "figa" به فارسی هستند.
figa
noun
feminine
دستور زبان
pot. bot. Ficus carica L., drzewo lub krzew z rodziny morwowatych; [..]
-
انجیر
nounIch imponujące ‛zastępy’ padną, tak jak z winorośli opadają uschnięte liście lub z drzewa figowego spada „zmarszczona figa”.
‹لشکرهای› خوفانگیزشان همچون برگهای پژمردهٔ درخت مو و یا «مثل میوهٔ نارس از درخت انجیر» فرو خواهند ریخت.
-
انجیرها
Mają też inne piękne owoce — figi i granaty.
انجیرها و انارها را ببین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " figa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "figa"
عباراتی شبیه به "figa" با ترجمه به فارسی
-
انجير تيغي · اپونتیا فیکوس اندیکا
-
انجیر خوراکی · شالانجیر · فیکوس کاریکا
-
انجیرها
-
انجير تيغي · اپونتیا فیکوس اندیکا
-
انجير تيغي · اپونتیا فیکوس اندیکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن