ترجمه "filar" به فارسی

اسكله, ستون بهترین ترجمه های "filar" به فارسی هستند.

filar noun masculine دستور زبان

wieloboczna, pionowa wolno stojąca podpora konstrukcji; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسكله

  • ستون

    noun

    Wszystkie te wyrazy mają wspólne spółgłoski, tkwiące w środku jak filary.

    تمام اینها مشترک هستند در حروف بی صدایی که در وسط مانند ستون نشسته اند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " filar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "filar"

اضافه کردن

ترجمه های "filar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه