ترجمه "film" به فارسی

فیلم, سینما, فیلمها بهترین ترجمه های "film" به فارسی هستند.

film noun masculine دستور زبان

film. telew. utwór audiowizualny na jakiś temat; nośnik, na którym jest nagrany taki utwór; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فیلم

    noun

    اصطلاحی است که بهطور عام شامل تصاویر متحرک و همچنین زمینه میگردد [..]

    Widziałem już dwa filmy Kurosawy.

    تاکنون دو فیلم از کوروساوا را دیدهام.

  • سینما

    noun

    Oczywiście niektórzy wolą całkowicie zrezygnować z programów telewizyjnych, filmów i świeckiej literatury.

    البته، بعضی ممکن است به طور کلی تلویزیون، سینما یا نشریات دنیوی را کنار بگذارند.

  • فیلمها

    noun

    Starałem się, żeby filmy były jak najbardziej interesujące.

    سعی کردم که فیلمها تا جای ممکن جذاب باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • تلنگر
    • فیلمها (تصویری)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " film " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "film"

عباراتی شبیه به "film" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "film" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه