ترجمه "filtr" به فارسی
فیلتر, پالایهها, صافی بهترین ترجمه های "filtr" به فارسی هستند.
filtr
noun
masculine
دستور زبان
błona lub warstwa, zaprojektowana do przepuszczania jedynie pewnej grupy substancji i zatrzymywania innych [..]
-
فیلتر
Zatem ta kombinacja źródła i filtra to sposób powstawania mowy.
بنابراین ترکیب منبع و فیلتر، روشی است که ما گفتار را تولید می کنیم.
-
پالایهها
Przycisk Usuń filtr Ten przycisk usuwa podświetlony plik z listy plików do wydruku
دکمۀ حذف پالایه این دکمه ، پالایۀ مشخصشده را از فهرست پالایهها حذف میکند
-
صافی
noun
-
ترجمه های کمتر
- صافیها
- فیلتر الکترونیکی
- فیلترها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filtr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Filtr
-
فیلتر
Zatem ta kombinacja źródła i filtra to sposób powstawania mowy.
بنابراین ترکیب منبع و فیلتر، روشی است که ما گفتار را تولید می کنیم.
تصاویر با "filtr"
عباراتی شبیه به "filtr" با ترجمه به فارسی
-
فیلتر میانگذر
-
فیلتر جستجو
-
پالایه ترسیمات · پالایه ترسیمی
-
فیلتر · هواپالاها
-
دستگاه تصفیه هوا
-
فیلتر بالاگذر
-
ضدآفتاب
-
زمینه فیلتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن