ترجمه "filtrowanie" به فارسی
تصفیه, صافش, پالایش بهترین ترجمه های "filtrowanie" به فارسی هستند.
filtrowanie
noun
proces przepuszczania czegoś przez filtr
-
تصفیه
nounDwie zdrowe nerki co 45 minut filtrują całą krew, której dorosły człowiek ma około pięciu litrów!
کلّیههای سالم فردی بالغ قادرند ۵ لیتر خون را در مدت ۴۵ دقیقه تصفیه کنند.
-
صافش
-
پالایش
nounZezwól na filtrowanie wyświetlanych elementów według typu pliku
اجازۀ پالایش فقرههای نمایش دادهشدۀ جاری را توسط نوع پرونده میدهد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " filtrowanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "filtrowanie" با ترجمه به فارسی
-
فیلترینگ وب
-
صافی با انتخاب
-
فیلتر با انتخاب حذفی
-
فیلتر
-
صافی با ساختار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن