ترجمه "fiord" به فارسی

آبدره, آبدرهها, آبدره بهترین ترجمه های "fiord" به فارسی هستند.

fiord noun masculine دستور زبان

geogr. rodzaj głębokiej zatoki wrzynającej się w ląd; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدره

    Znajdowaliśmy się na maleńkim, odległym fiordzie na kole podbiegunowym.

    ما توی این آبدره پرت و کوچیک در دایره شمالگان بودیم.

  • آبدرهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiord " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fiord
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدره

    Znajdowaliśmy się na maleńkim, odległym fiordzie na kole podbiegunowym.

    ما توی این آبدره پرت و کوچیک در دایره شمالگان بودیم.

تصاویر با "fiord"

اضافه کردن

ترجمه های "fiord" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه