ترجمه "firmament" به فارسی
آسمان, سپهر, اسمان بهترین ترجمه های "firmament" به فارسی هستند.
firmament
noun
masculine
دستور زبان
nieboskłon, sklepienie niebieskie, niebo [..]
-
آسمان
nounOn był moją ziemią. Moim księżycem i wszystkimi gwiazdami na firmamencie.
او زمين من بود ، ماه من بود و تمامي ستارگان آسمان
-
سپهر
noun -
اسمان
noun
-
ترجمه های کمتر
- عرش
- فلک
- کره آتش
- گنبد نیلگون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " firmament " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "firmament"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن