ترجمه "fitoterapia" به فارسی

درمان گياهي, گیاهدرمانی بهترین ترجمه های "fitoterapia" به فارسی هستند.

fitoterapia noun feminine

med. dział medycyny i farmakologii zajmujący się stosowaniem ziół w lecznictwie

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمان گياهي

  • گیاهدرمانی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fitoterapia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fitoterapia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه