ترجمه "flet" به فارسی

فلوت, فلوت بهترین ترجمه های "flet" به فارسی هستند.

flet noun masculine دستور زبان

muz. instrument muzyczny; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلوت

    Po ich śmierci kość z każdego szkieletu posłużyła ludziom, by stworzyć flet.

    بعد از مرگشان، یک استخوان از اسکلتهایشان بوسیلهی دست انسان تبدیل به فلوت شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flet
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلوت

    سازی بادی چوبی

    Flet i muzyka doprowadziły do jeszcze większych odkryć.

    فلوت و موسیقی به پیشرفتهای بیشتری هم انجامید.

تصاویر با "flet"

عباراتی شبیه به "flet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه