ترجمه "foka" به فارسی
فکها, فوكا, فک بهترین ترجمه های "foka" به فارسی هستند.
foka
noun
feminine
دستور زبان
zool. pot. morski ssak drapieżny; [..]
-
فکها
-
فوكا
-
فک
nounOdstraszyła wielką fokę, złapała jej pingwina i mi go przyniosła.
او فک بزرگ را تعقیب کرد، رفت پنگوئنش را گرفت و آن را برای من آورد.
-
ترجمه های کمتر
- فکها (جانور)
- فکهای خزرقطب
- كالورينوس
- هاليكروس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " foka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "foka"
عباراتی شبیه به "foka" با ترجمه به فارسی
-
فک خالدار
-
جیب
-
جیب · وقفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن