ترجمه "folia" به فارسی

فویل, لامینتها, لايهروكش بهترین ترجمه های "folia" به فارسی هستند.

folia Noun noun feminine دستور زبان

cienkie tworzywo w arkuszach lub rolkach;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فویل

    To jest kawałek folii aluminiowej. Używa się jej w kuchni.

    این یه فویل آلومینیومی هست، درسته؟ تو آشپزخونه بکار می ره.

  • لامینتها

  • لايهروكش

  • ترجمه های کمتر

    • لايهروكش سلولوزي
    • مواد بستهبندی
    • ورقهها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " folia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "folia"

عباراتی شبیه به "folia" با ترجمه به فارسی

  • لايه پلياتيلن
  • لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها
  • لایه پلاستیکی
  • ورقه آلومينيمي
  • قطع کتاب
  • لایه پلاستیکی
  • لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها
  • لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها · ورقهها (بستهبندي)
اضافه کردن

ترجمه های "folia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه