ترجمه "fortepian" به فارسی
پیانو, پیانوی بزرگ بهترین ترجمه های "fortepian" به فارسی هستند.
fortepian
noun
masculine
دستور زبان
muz. klawiszowy instrument muzyczny, z poziomo umieszczonym pudłem rezonansowym; [..]
-
پیانو
nounنوعی ساز شستی دار
Mówi zespołom, że mają grać na nienadającym się do niczego fortepianie.
نقشش این است که به آنها بگوید میبایست با آن ساز کذایی پیانو بزنند.
-
پیانوی بزرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fortepian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fortepian
Fortepian (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fortepian" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fortepian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "fortepian"
عباراتی شبیه به "fortepian" با ترجمه به فارسی
-
پیانو دستکاریشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن