ترجمه "fotel" به فارسی

صندلی راحتی, صندلی, کرسی بهترین ترجمه های "fotel" به فارسی هستند.

fotel noun masculine دستور زبان

rodzaj siedziska z oparciem na plecy i podłokietnikami; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی راحتی

    Można zdobyć niesamowitą wiedzę, będąc filozofem, siedząc sobie w wygodnym fotelu.

    چیزهای شگفت انگیزی هست که به عنوان یه فیلسوف می تونید یاد بگیرین و همه ش با لم دادن روی یه صندلی راحتی.

  • صندلی

    noun

    Ja nie usiądę w fotelu komandor porucznik Garnett.

    و من هیچ وقت روی صندلی فرمانده گارنت نمی شینم.

  • کرسی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fotel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fotel"

عباراتی شبیه به "fotel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fotel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه