ترجمه "fotoperiod" به فارسی

دوره نوري, طول روز, نوردورگی بهترین ترجمه های "fotoperiod" به فارسی هستند.

fotoperiod noun masculine
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوره نوري

  • طول روز

  • نوردورگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fotoperiod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fotoperiod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه