ترجمه "frytki" به فارسی
سیبزمینی سرخ کرده, سیبزمینی سرخکرده, سیبزمینی سرخکرده بهترین ترجمه های "frytki" به فارسی هستند.
frytki
noun
دستور زبان
ziemniaczane paseczki smażone w oleju [..]
-
سیبزمینی سرخ کرده
Nie ma wystarczająco dużej ilości warzyw. Frytki są uważane za warzywa.
سبزیجات کافی به هیچ عنوان نداره. سیبزمینی سرخ کرده ان به عنوان سبزیجات اونه.
-
سیبزمینی سرخکرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frytki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Frytki
-
سیبزمینی سرخکرده
تصاویر با "frytki"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن