ترجمه "fundament" به فارسی

پی, اساس, بُن بهترین ترجمه های "fundament" به فارسی هستند.

fundament noun masculine دستور زبان

bud. wykonany z betonu, żelbetu, murowany z cegieł lub kamieni, rzadziej z drewna, dolny element konstrukcyjny budowli lub urządzenia przekazujący na podłoże gruntowe całość obciążeń; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پی

    noun

    Werset ten zawiera wzmiankę o „trwałym fundamencie Bożym” oraz o dwóch widniejących na nim obwieszczeniach.

    این آیه، ابتدا به ‹پی مستحکم› و سپس به دو پیام اشاره دارد.

  • اساس

    noun

    Wszystkie te systemy wymagają pewnego poziomu zaufania, a jego fundamentem jest reputacja.

    حالا همه این سیستم ها نیازمند یک حداقلی از اعتماد هستند و اساس عملکرد آنها شهرت است.

  • بُن

  • ترجمه های کمتر

    • بُنیاد
    • ته
    • زیرساخت
    • شالودَه
    • فونداسیون
    • پایَه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fundament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fundament"

عباراتی شبیه به "fundament" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fundament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه