ترجمه "g" به فارسی

نخود, گرم, هین بهترین ترجمه های "g" به فارسی هستند.

g noun دستور زبان

jęz. dziesiąta litera polskiego alfabetu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخود

    noun
  • گرم

    noun

    Orzeł może całymi godzinami utrzymywać się w powietrzu, wykorzystując kominy termiczne, czyli wznoszące się masy ciepłego powietrza.

    عقاب با کمک ستونهای هوای گرم میتواند ساعتها پرواز کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " g " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

G noun

jęz. majuskuła dziesiątej litery alfabetu

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هین

    noun

عباراتی شبیه به "g" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "g" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه