ترجمه "gad" به فارسی
خزنده, خزندگان, حیوان خزنده بهترین ترجمه های "gad" به فارسی هستند.
gad
noun
masculine
دستور زبان
herp. zwierzę z gromady Reptilia, kręgowiec zmiennocieplny oddychający wyłącznie płucami; [..]
-
خزنده
nounNie ma tam miejsca dla człowieka ani gada.
فکر کردم جايي براي انسان و حيوان خزنده نيست.
-
خزندگان
nounJak tylko potomstwo ryb zeszło na ląd, dało początek ssakom i gadom.
یکی از گونههای ماهی به زمین آمد و پستانداران و خزندگان را بوجود آورد.
-
حیوان خزنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gad
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
rel. w Biblii jeden z synów Jakuba;
-
جاد
Gad (postać biblijna)
Aby znaleźć odpowiedzi na te pytania, rozważmy sprawozdanie biblijne dotyczące izraelskiego plemienia Gada.
برای یافتن جواب بگذارید گزارشی را در مورد یکی از اَسباط اسرائیل به نام جاد بررسی کنیم.
تصاویر با "gad"
عباراتی شبیه به "gad" با ترجمه به فارسی
-
سالن خزندگان
-
خزندگان آسیبرسان · خزندگان زيانآور · خزندگان مضر
-
خزندگان
-
خزندگان آسیبرسان · خزندگان زيانآور · خزندگان مضر
-
خزندگان آسیبرسان · خزندگان زيانآور · خزندگان مضر
-
شاهمولکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن