ترجمه "gamma" به فارسی
گاما, اشعه گاما بهترین ترجمه های "gamma" به فارسی هستند.
gamma
noun
feminine
دستور زبان
nazwa trzeciej litery alfabetu greckiego, γ; [..]
-
گاما
nounMichael opowiedział mi o nowym typie detektora gamma i oto on.
اما مایکل راجع به نوع جدید شناساگر گاما که دیده بود، به من گفت.
-
اشعه گاما
nounJeżeli przeprowadza się ją nożem gamma, nie ma śladów cięcia.
و اگر با چاقو اشعه گاما انجام شده باشه اثر برش ديده نمي شه ،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gamma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gamma" با ترجمه به فارسی
-
انفجار پرتوی گاما
-
اخترشناسی پرتو گاما
-
تابشدهی گاما
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
لیندان · گاما-اچ.سي.اچ · گاما-بي.اچ.سي
-
اشعه گاما · تابش گاما · پرتو گاما
-
اوتوگرافا گاما
-
توزیع گاما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن