ترجمه "garnizon" به فارسی
دژ, سنگر, قوی بهترین ترجمه های "garnizon" به فارسی هستند.
garnizon
noun
masculine
دستور زبان
wojsk. oddział wojska stacjonujący w danym miejscu [..]
-
دژ
noun -
سنگر
noun -
قوی
noun -
پادگان
nounPowiedz mu, że brytyjski garnizon nigdy nie ulegnie dzikusom Mahdiego.
بهش بگو که يه پادگان بريتانيايي هيچ وقت به دست وحشيهاي مهدي سقوط نميکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garnizon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن