ترجمه "garstka" به فارسی
تنی چند, مشت, مشتی بهترین ترجمه های "garstka" به فارسی هستند.
zdrobn. od: garść [..]
-
تنی چند
nounGarstka lojalnych Świadków przetrwała tam jakieś 50 lat rządów wyjątkowo okrutnej dyktatury.
در آنجا تنی چند از شاهدان وفادار، در طی ۵۰ سال متحمل ظالمانهترین حکومتهای دیکتاتوری شدند.
-
مشت
nounNie chciano, by garstka projektantów posiadła na własność ważne elementy stroju.
آنها نمى خواستند كه يك مشت طراح پایههاى سازنده تاثيرى گذارى را در پوشاكمان صاحب شوند.
-
مشتی
nounWojska judzkie pierzchną w popłochu na okrzyk zaledwie garstki wrogów.
( اِشَعْیا ۳۰:۱۷الف ) فریاد و نهیب مشتی از سربازان دشمن کافی است تا لشکریان هراسان یهودا را به فرار وا دارد.
-
یک مشت پر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " garstka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mała grupka osób (w przenośni) [..]
"Garstka" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Garstka در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.