ترجمه "gen" به فارسی

ژن, ژنها, ابرژنها بهترین ترجمه های "gen" به فارسی هستند.

gen noun masculine دستور زبان

biol. część chromosomów jądra komórkowego, podstawowa jednostka dziedziczności odpowiedzialna za przekazanie cech dziedzicznych organizmu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژن

    noun

    To są zwyczajne komórki ssaków, z bioluminescencyjnym genem wziętym z głębokomorskiej meduzy.

    اینها سلولهای معمولی هستند که با ژن زیستتابشی تغییر یافتهاند که از عروسدریایی اعماق دریا برداشته شدهاست.

  • ژنها

    Kultury zmieniają się szybciej niż geny, udowodnili to naukowcy.

    فرهنگها، همانطور که متخصصان نشان داده اند، سریعتر از ژنها تغییر می کنند.

  • ابرژنها

  • ترجمه های کمتر

    • دوز ژن
    • دوزاژ ژن
    • عناصر ترانهادني
    • پليژنها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه