ترجمه "genealogia" به فارسی

تبارشناسی, دودمان, سلسله بهترین ترجمه های "genealogia" به فارسی هستند.

genealogia noun feminine دستور زبان

geneza rodu uwzględniająca następstwo pokoleń i koligacje [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبارشناسی

    Niektóre genealogie mają elitarystyczne aspekty.

    برخی تبارشناسی ها نژاد اشرافی دارن،

  • دودمان

    noun
  • سلسله

    noun

    astronomii polegającej na genealogii gwiazd.

    و طالعبيني بر اساس سلسله ستارگان را.

  • ترجمه های کمتر

    • شجره النسب
    • شجره نامه
    • نسب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " genealogia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "genealogia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه