ترجمه "gra" به فارسی
بازی, رقابت, همچشمی بهترین ترجمه های "gra" به فارسی هستند.
gra
noun
verb
feminine
دستور زبان
zabawa według ustalonych reguł; [..]
-
بازی
nounzabawa wg określonych zasad
Umiesz grać w szachy?
بلدید شطرنج بازی کنید؟
-
رقابت
nounNa większości serwerów z grami gracze są nagradzani za dobrą grę.
در اکثر سرورها، به عنوان بازیهای ویدئویی، کودکان پاداش میگیرند، خوب، بازیکنان پاداش میگیرند، اینکه چقدر خوب هستند در یک رقابت، درست است؟
-
همچشمی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gra
Gra (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gra" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gra در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gra"
عباراتی شبیه به "gra" با ترجمه به فارسی
-
موتور بازی
-
بازی نقشآفرینی
-
بازی ویدئویی معمایی
-
بازی Casual
-
بازی با قلب
-
طراحی بازی ویدئویی
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · نظریه بازیها · پراكنش آماري · چندهمخطي
-
مود (بازی ویدئویی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن