ترجمه "grać" به فارسی

båzi kardan, نواختن بهترین ترجمه های "grać" به فارسی هستند.

grać verb دستور زبان

brać udział w grze – sportowej, towarzyskiej itp. [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • båzi kardan

  • نواختن

    verb

    Jest tyle radości i rzeczy, które mógłbym czerpać z grania na instrumencie i występowania.

    چیزای زیادی وجود داره من میتونم بگیرم از نواختن یک ساز و اجرای موسیقی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grać " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "grać"

عباراتی شبیه به "grać" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grać" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه