ترجمه "grafika" به فارسی
ارتباط تصویری, گرافیک بهترین ترجمه های "grafika" به فارسی هستند.
grafika
noun
feminine
دستور زبان
dział sztuk plastycznych, obejmujący techniki pozwalające na wielokrotne powielanie rysunku na papierze lub tkaninie; [..]
-
ارتباط تصویری
dział sztuk plastycznych
-
گرافیک
Pisałem programy komputerowe, żeby móc stworzyć taką skomplikowaną grafikę.
من برنامه های کامپیوتری می نوشتم که گرافیک های پیچیده ای مانند این را ترسیم کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grafika " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grafika"
عباراتی شبیه به "grafika" با ترجمه به فارسی
-
پالایه ترسیمات · پالایه ترسیمی
-
گرافیک رایانهای
-
برنامه ساعات کار · جدول ساعات کار · صورت اوقات
-
گرافیک داده
-
گرافیک برداری
-
گرافیک رایانه
-
کارتونیست
-
گرافیک شطرنجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن