ترجمه "granat" به فارسی
انار, لعل, نارنجک بهترین ترجمه های "granat" به فارسی هستند.
granat
noun
masculine
دستور زبان
wojsk. pocisk wyrzucany ręcznie, wypełniony materiałem wybuchowym; [..]
-
انار
nounWidnieje na niej kielich, gałązka z trzema granatami oraz napisy: „pół sykla” i „Jerozolima święta”.
بر روی این سکه تصویر یک جام و سه انار ضرب شده و عبارات «نیم مثقال» و «اورشلیم مقدّس» نیز حک شده است.
-
لعل
nounminer. twardy przezroczysty minerał stosowany w jubilerstwie (jako kamień półszlachetny) lub jako materiał ścierny; [..]
-
نارنجک
nounBlisko liczy się tylko podkowy i granaty ręczne.
نزديک فقط نعل اسب و نارنجک دستي حساب ميشه
-
ترجمه های کمتر
- انارها
- درخت انار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " granat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Granat
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
-
جنس انار
-
لعل
-
پونیکا
تصاویر با "granat"
عباراتی شبیه به "granat" با ترجمه به فارسی
-
انارها
-
نارنجک
-
نارنجك گاز اشك آور
-
انار وحشی · پونیکا گراناتوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن