ترجمه "grot" به فارسی

سرنیزه, سنان بهترین ترجمه های "grot" به فارسی هستند.

grot noun masculine feminine دستور زبان

wojsk. ostre, najczęściej metalowe zakończenie strzał, broni drzewcowej, czy innych znaków wojskowych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرنیزه

  • سنان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grot noun masculine
+ اضافه کردن

"Grot" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "grot"

عباراتی شبیه به "grot" با ترجمه به فارسی

  • غار · غار، مغاره · مغاره · کاو
  • غارها
اضافه کردن

ترجمه های "grot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه