ترجمه "gruby" به فارسی
کلفت, چاق, koloft بهترین ترجمه های "gruby" به فارسی هستند.
gruby
adjective
noun
masculine
دستور زبان
otyły [..]
-
کلفت
adjectiveI nieważne, jak grubą wdziejesz skórę, to się nie zmieni.
و مهم نيست چقدر پوستِ کلفتي داري ، ولي همچنان ترسويي.
-
چاق
nounLudzi, którzy nie chcą uwierzyć, że posiadanie grubego ciała w czymkolwiek przeszkadza.
آنان که نمی خواهند باور کنند که زندگی در این بدن های چاق واقعاً مانع چیزی است.
-
koloft
-
ترجمه های کمتر
- ستبر
- فربه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gruby " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gruby
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gruby" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gruby در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "gruby"
عباراتی شبیه به "gruby" با ترجمه به فارسی
-
کولیت خونریزیدهنده
-
لویی ششم
-
شخص مهم
-
سرطان روده بزرگ
-
فت کلاینت
-
ايلئوم · دوازدهه · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · رودهها · قولون · كولون · ژژونوم
-
اصطلاح عوامانه · پلیدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن