ترجمه "halibut" به فارسی
کفشکماهی, لوزیماهی بهترین ترجمه های "halibut" به فارسی هستند.
halibut
noun
masculine
دستور زبان
icht. Hippoglossus hippoglossus, drapieżna ryba morska z rodziny flądrowatych o szerokim otworze gębowym; [..]
-
کفشکماهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halibut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Halibut
-
لوزیماهی
تصاویر با "halibut"
عباراتی شبیه به "halibut" با ترجمه به فارسی
-
سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
-
سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
-
سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
-
سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
-
پارالیکتیس اولیواسئوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن