ترجمه "halo" به فارسی

alo, الو, هاله بهترین ترجمه های "halo" به فارسی هستند.

halo noun interjection neuter دستور زبان

wyrażenie używane przy odbieraniu telefonu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • alo

  • الو

    interjection

    już po samym "halo" rozpoznajecie,

    با همان تلفن غمناکش. زنگ بزند و بگوید «الو»

  • هاله

    noun proper

    Jest jak nasz HAL.

    اون يه جورايي مثل هاله ماست.

  • ترجمه های کمتر

    • اَلو
    • درود
    • سلام
    • سلام علیکم
    • شادورد
    • شاهورد
    • شایورد
    • صبح بخیر
    • طوق ماه
    • ظهر بخیر
    • عصر بخیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Halo

Halo (gra)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاله

    noun proper

    zjawisko optyczne w atmosferze

    Jest jak nasz HAL.

    اون يه جورايي مثل هاله ماست.

تصاویر با "halo"

عباراتی شبیه به "halo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "halo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه