ترجمه "hamburger" به فارسی

همبرگر, همبرگر بهترین ترجمه های "hamburger" به فارسی هستند.

hamburger noun masculine دستور زبان

kulin. spoż. kanapka z kotletem z mielonej wołowiny podawana na ciepło; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبرگر

    noun

    Urońcie choć kroplę, to zrobię z was hamburgery.

    اگه يه قطره ازش برزه خودتو تبديل به همبرگر مي کنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hamburger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hamburger
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبرگر

    noun

    Zamiast tego wziął mnie do Hamburger Heaven i mieszkania jakiegoś głupka.

    به جاش منو برد همبرگر فروشي و بعد هم آپارتمان يه آدم کسخل

تصاویر با "hamburger"

عباراتی شبیه به "hamburger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hamburger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه