ترجمه "hamulec" به فارسی
ترمز, ترمزها, منع بهترین ترجمه های "hamulec" به فارسی هستند.
hamulec
noun
masculine
دستور زبان
techn. urządzenie do zmniejszania prędkości pojazdu lub maszyny; [..]
-
ترمز
nounBo nie chcę w drodze odkryć, że nie działa lampka hamulca.
نمیخوام ببریم توی جاده بعد بفهمم چراغ ترمز اش کار نمیکنه.
-
ترمزها
Ogromna bezwładność niektórych pociągów sprawia, że po włączeniu hamulców muszą przejechać ponad kilometr!
بعضی از قطارها آنقدر نیروی شتاب دارند که پس از استفاده از ترمزها برای توقف، به بیش از یک کیلومتر نیاز دارند!
-
منع
noun -
منع کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamulec " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hamulec
-
ترمز
nounHamulce nie działają, a jedziemy dosyć szybko.
ترمز ماشين بريده و داريم خيلي سريع ميريم
تصاویر با "hamulec"
عباراتی شبیه به "hamulec" با ترجمه به فارسی
-
اورژانس
-
دیسک ترمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن