ترجمه "harem" به فارسی

حرمسرا, حریم, اندرون بهترین ترجمه های "harem" به فارسی هستند.

harem noun masculine دستور زبان

kult. część domu muzułmańskiego, do którego nie mają wstępu obcy mężczyźni; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرمسرا

    noun

    Trzeba mieć wiele krów i kóz, dużo pieniędzy i ziemi, żeby zbudować harem.

    و شما باید کلی گاو و گوسفند و دارایی و املاک داشته باشید تا یه حرمسرا بسازید.

  • حریم

  • اندرون

    noun
  • حرم

    noun

    Nie mogę pozwolić, abyś opuściła harem bez niej.

    نمی تونم اجازه بدم ، بدون یکی از اینا حرم رو ترک کنید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " harem " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Harem
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حارم (سبک)

    یک سبک از مانگا

  • حرمسرا

    prywatna strefa w tradycyjnym muzułmańskim domu zamieszkana przez kobiety, żony, nałożnice i ich dzieci

    Trzeba mieć wiele krów i kóz, dużo pieniędzy i ziemi, żeby zbudować harem.

    و شما باید کلی گاو و گوسفند و دارایی و املاک داشته باشید تا یه حرمسرا بسازید.

تصاویر با "harem"

اضافه کردن

ترجمه های "harem" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه